سيد علي اكبر قرشي
269
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
عمل صالح را كه براى تو باقى مى ماند برگير از دنيائيكه براى آن باقى نخواهى ماند . روزى بالاى منبر خطبه مى خواند اشعث بن قيس اعتراض كرده و گفت . يا أمير المؤمنين اين سخن به ضرر توست نه به نفع تو ، امام عليه السلام فرمود : « ما يدريك ما علّى ممّا لى عليك لعنة الله و لعنة اللّاعنين . . . و انّ امرء دلّ على قومه السيف و ساق اليهم الحتف لحرّى ان يمقته الاقرب و لا يأمنه الابعد » خ 19 ، 62 . لعنت خدا و لعنت لعنت كنندگان بر تو باد ، تو چه مى دانى آنچه را كه به ضرر من است از آنچه به نفع من است . . . مرديكه شمشير را به طرف قومش دلالت كرده و مرگ را بر آنها آورده است ، سزاوار است كه نزديكان ، او را دشمن دارند و بيگانگان امانش ندهند . در جريانى اشعث قوم خويش را فريفت و خالد بن وليد را در يمامه بر آنها حملهور كرد ، خالد آنها را كشت ، امام عليه السلام به آن جريان اشاره فرموده است . حزب : دسته . گروه . لازم است ميان آنها تشكل ، وحدت عقيده و هدف باشد و گرنه هر دسته را حزب نگويند و از آن نه مورد در « نهج » آمده است از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه به كفّار قريش فرمود : آنچه را كه مى خواهيد به شما نشان خواهم داد و مى دانم كه به طرف خير بر نخواهيد گشت . « و انّ فيكم من يطرح فى القليب و من يحّزب الاحزاب » خ 192 ، 301 در ميان شما كسانى هستند كه در چاه « بدر » انداخته خواهند شد و كسانى كه احزاب را تشكيل داده به جنگ من خواهند آمد . منظور مقتولان كفار در جنگ بدر است كه به چاه انداخته شدند و منظور ابو سفيان است كه جنگ احزاب ( خندق ) را پى ريزى نمود . حازب : امر شديد : « الحازب : الامر الشديد » جمع آن حوازب آيد در خ 93 ، 137 راجع به فتنهء بنى اميه فرموده : اگر مرا از دست بدهيد و كارهاى مكروه و پيشامدى شديد بر شما نازل شود ، بسيارى از سئوال كنندگان سرش را به زير مى افكند و بسيارى از مسئولين سست مى شوند « و لو قد فقد تمونى و نزلت بكم كرائه الامور و حوازب الخطوب لا طرق كثير من السائلين و فشل كثير من المسئولين » . حزز : حزّ : بريدن « حرّ الشىّ ء : قطعه » اين ماده دو بار در « نهج » آمده است در شكايت از قريش و از غصب حقش فرموده : « و صبرت من كظم الغيظ على امرّ